جدول‌  1. جمعيت‌ گذشته‌ و نرخ‌ رشد آن‌

 

     آنچه‌ در بعضي‌ موارد يك‌ نزاع‌ مذهبي‌ به‌ نظر مي‌رسد، بيش‌ از هر چيز از عوامل‌ اقتصادي‌ و سياسي‌ در مقياس‌هاي‌ بومي‌، منطقه‌اي‌ و بين‌المللي‌ ريشه‌ گرفته‌ است‌. تنوع‌ مذاهب‌ كه‌ در جاي‌ خود مي‌توانست‌ موجب‌ سعادت‌ و عظمت‌ اين‌ كشور شود، تاكنون‌ در مقياسي‌ وسيع‌تر مورد سوءاستفاده‌ قرار گرفته‌ است‌. و رژيم‌ صهيونيستي‌ با تمسك‌ به‌ آن‌ سعي‌ در ايجاد بحران‌ در اين‌ كشور مي‌نمايد و هر چند مدت‌ يكبار نيز با تجاوزات‌ جنگي‌ آرامش‌ را از اين‌ سرزمين‌ سلب‌ مي‌نمايد چنانچه‌ اين‌ مداخله‌ها و جنگ‌افروزي‌ها صورت‌ نمي‌گرفت‌، نيروي‌ كار باارزشي‌ كه‌ يا فلج‌ شده‌ و يا كشور را ترك‌ گفته‌، مي‌توانست‌ بازگردد و بخش‌هاي‌ متنوع‌ توليد و پشتيباني‌ از قبيل‌ بخش‌ خدمات‌ را كه‌ حتي‌ در زمان‌ جنگ‌ نيز نقش‌ چشمگيري‌ داشته‌ است‌، فعال‌ كند.

     گروه‌هاي‌ مختلف‌ مذهبي‌ هنوز برحسب‌ منافع‌ منطقه‌اي‌ خود عمل‌ مي‌كنند. هدف‌ سياسي‌ پايداري‌ كه‌ هنوز تحقق‌ نيافته‌ است‌، اصالت‌ و يكپارچگي‌ كشور در ساية‌ صلح‌ و ثبات‌ منطقه‌اي‌ و بين‌المللي‌ است‌.

 

 2. ساختار نهادي‌ نظام‌ آموزشي‌ عالي‌

 نظام‌ آموزشي‌ لبنان‌ هر روزه‌ در زير گلوله‌باران‌ها، خطرها و تهديدهاي‌ گوناگون‌، هر وقت‌ و هرجا ممكن‌ باشد همچنان‌ به‌ كار خود ادامه‌ مي‌دهد. فعاليت‌هاي‌ فرهنگي‌ و بويژه‌ آموزش‌ عالي‌ به‌ هر ترتيبي‌ كه‌ بتواند در اوضاعي‌ چنين‌ بحراني‌ ادامه‌ مي‌يابد.

     پنج‌ دانشگاه‌ عمده‌ در بيروت‌ و حومة‌ آن‌ وجود دارد و همراه‌ با آنها، شعبه‌هايي‌ در نقاط‌ مختلف‌ كشور به‌ طور مستقل‌ تأسيس‌ شده‌است‌. تعداد 9 مؤسسه‌ و كالج‌ آموزش‌ عالي‌ ديگر وجود دارد كه‌ شامل‌ آكادمي‌ هنرهاي‌ زيباي‌ لبنان‌ (تأسيس‌ 1937)، مركز مطالعات‌ عالي‌ رياضي‌ و فيزيك‌ 1944، كالج‌ خاورميانه‌ (1949)، كالج‌ دانشگاهي‌ بيروت‌ (1950)، هايقازيان‌ (1955)، موسسة‌ عالي‌ حقوق الحكمه‌ (1961)، كالج‌ مطالعات‌  اسلامي‌  Ouzai  (1979) كالج‌ اسلامي‌ اداره‌ بازرگاني‌ (1986)، ( AIU ) (1990) مي‌شود. به‌ هر حال‌ موضوع‌ بحث‌ در اينجا دانشگاه‌هاي‌ مهم‌ هستند.

     به‌ استثناي‌ دانشگاه‌ دولتي‌ لبنان‌ (1953)، همة‌ دانشگاه‌ها، كالج‌ها و موسسه‌هاي‌ آموزش‌ عالي‌ ديگر در اين‌ كشور (چه‌ بومي‌ و چه‌ غيربومي‌) خصوصي‌ هستند. دانشگاه‌ امريكايي‌ بيروت‌ ( AUB )كه‌ قديمي‌ترين‌ آنهاست‌، به‌ عنوان‌ كالج‌ سوري‌ پروتستان‌ در سال‌ 1866 بوسيلة‌ هيأت‌ مبلغين‌ وابسته‌ به‌ كليساي‌ (فرقة‌ مشايخي‌) پروتستان‌ بنا شد. زبان‌ آموزشي‌ در اين‌ دانشگاه‌، انگليسي‌ و الگوي‌ آموزش‌، تحقيق‌ و ادارة‌ آن‌، نظام‌ آموزشي‌ ايالات‌ متحدة‌ امريكاست‌. در مقابل‌ آن‌، دانشگاه‌ سن‌ژوزف‌ ( USJ ) قرار دارد كه‌ در سال‌ 1875 بوسيلة‌ جامعة‌ مسيحي‌ تأسيس‌ شد و زبان‌ آموزشي‌ اصلي‌ آن‌، زبان‌ فرانسه‌ است‌ و از نظام‌ آموزشي‌ سنتي‌ فرانسه‌ الگو برداري‌ نموده‌ است‌.

     دانشگاه‌ لبنان‌ ( LU )، تنها دانشگاه‌ دولتي‌ اين‌ كشور، كار خود را از سال‌ 1951 آغاز كرد.

     دانشگاه‌ عربي‌ بيروت‌ ( BAU ) كه‌ وابسته‌ به‌ دانشگاه‌ آلكساندريا در مصراست‌، در سال‌ 1960 تأسيس‌ شد. اين‌ دانشگاه‌ مانند دانشگاه‌ لبنان‌ به‌ منظور پاسخگويي‌ به‌ نيازهاي‌ دانشگاه‌ توسعه‌ و رونق‌ يافت‌. با وجود اين‌،  BAU  به‌ برآوردن‌ نياز داوطلباني‌ كه‌ به‌ دور از بيروت‌ و لبنان‌ زندگي‌ مي‌كنند و بعد از ثبت‌نام‌ فقط‌ در زمان‌ امتحان‌ در دانشگاه‌ حاضر مي‌شوند كمك‌ مي‌كند. بيشتر آنان‌ براي‌ ادامة‌ تحصيل‌ خود به‌ اندازة‌ كافي‌ در زبان‌ خارجه‌ مهارت‌ ندارند. زبان‌ رسمي‌ آموزشي‌ در  LU  و  BAU  زبان‌ عربي‌ است‌، هرچند كه‌ در بعضي‌ دانشكده‌هايشان‌ و براي‌ بعضي‌ دروس‌ از زبان‌هاي‌ فرانسه‌ و انگليسي‌ به‌ طور استثناء استفاده‌ مي‌شود بنابراين‌  BAU  نقش‌ عمده‌اي‌ را در ارتقاء فرصت‌هاي‌ تحصيلي‌ يكسان‌ در دنياي‌ عرب‌ ايفا مي‌كند.

     پنجمين‌ مؤسسة‌ مهم‌، دانشگاه‌  USE  است‌ كه‌ اساساً يك‌ حوزة‌ علمية‌ كاتوليك‌ است‌ و به‌ تدريج‌ در سال‌ 1961 به‌ دانشگاه‌ تبديل‌ شد. هرچند كه‌ به‌ لحاظ‌ اندازه‌ بسيار كوچك‌ است‌. از زمان‌ تشكيل‌ بخش‌ دوم‌ Baccalaurإat  دبيرستان‌ به‌ عنوان‌ شرط‌ رسمي‌ براي‌ ورود به‌ دانشگاه‌ گواهي‌نامه‌ مي‌دهد و بيشتر موسسات‌ آموزش‌ عالي‌، همراه‌ با انواع‌ ديگر امتحان‌هاي‌ ورودي‌ و يا رقابت‌هايي‌ كه‌ براي‌ آزمون‌هاي‌ خاص‌ برگزار مي‌شود، آن‌ را مدنظر دارند. بخش‌ دوم‌  Baccalaureat  براي‌ لبناني‌ها يا همقطاران‌ غيرلبناني‌، حتي‌ براي‌ پذيرش‌ در دوره‌هاي‌ كارشناسي‌ ارشد، دكتري‌' و استخدام‌هاي‌ دولتي‌، جهت‌ ارزيابي‌ تحصيلات‌ دانشگاهي‌ ضروري‌ است‌.

     دانشگاه‌ لبنان‌ در سال‌ 90 - 1979 بيشترين‌ تعداد ثبت‌نام‌ شدگان‌ را كه‌ 41684 نفر بودند، به‌ خود اختصاص‌ داده‌ بود. بعد از آن‌ به‌ ترتيب‌ دانشگاه‌ عربي‌ بيروت‌ با 28698 نفر، دانشگاه‌ سن‌ژوزف‌ با 5265 نفر و دانشگاه‌ امريكايي‌ بروت‌ با 4530 نفر نفر قرار دارند. ثبت‌نام‌ در ساير مؤسسات‌ آموزش‌ عالي‌ بين‌ 10 تا 2116 دانشجو متغير است‌. در جدول‌ شمارة‌ 2 تغييراتي‌ كه‌ در تعداد ثبت‌نام‌ شدگان‌ وجود دارد، به‌ وضوح‌ تأثير جنگ‌ داخلي‌ را نشان‌ مي‌دهد.

     در همة‌ مؤسسات‌ آموزش‌ عالي‌ لبنان‌، دريافت‌ نخستين‌ مدرك‌ دانشگاهي‌ مستلزم‌ حداقل‌ سه‌ سال‌ تحصيلات‌ دانشگاهي‌ است‌. براي‌ مرحلة‌ دوم‌ به‌ طور متوسط‌ دو سال‌ ديگر بايد تحصيل‌ كرد و دريافت‌ مدرك‌ دكتري‌' مخصوصاً در رشته‌ پزشكي‌ نيازمند هفت‌ سال‌ تحصيل‌ است‌.

     در دانشگاه‌ سن‌ ژوزف‌ با 6009 دانشجو، آموزش‌ در هشت‌ دانشكده‌، مدرسه‌ و مؤسسه‌ با ارائة‌ مدرك‌ دكتري‌' و ساير گواهي‌نامه‌ها انجام‌ مي‌شود. دانشگاه‌ لبنان‌ با 245560 دانشجو، داراي‌ دوازده‌ دانشكده‌ و مؤسسه‌ با بخش‌هاي‌ گوناگون‌ در سراسر كشور است‌ كه‌ ارائه‌ دهندة‌ مدرك‌ دكتري‌' و گواهي‌نامه‌هاي‌ متعدد ديگر هستند. دانشگاه‌ عربي‌ بيروت‌ با 3789 دانشجو و 33931 دانشجوي‌ متفرقه‌، آموزش‌هاي‌ خود را در هفت‌ كالج‌ عرصه‌ نموده‌ و ارائه‌ كنندة‌ گواهي‌نامه‌هاي‌ كارشناسي‌ ارشد است‌. دانشگاه‌ سن‌ اسپريت‌ در كسليك‌ با 2823 دانشجو، داراي‌ شش‌ دانشكده‌، مدرسه‌ و مؤسسه‌ است‌ كه‌ مدرك‌ دكتري‌' و گواهي‌نامه‌هاي‌ ديگر ارائه‌ مي‌كنند.

 

 جدول‌ 2. دانشجويان‌ درجه‌ 3 در كل‌ مؤسسات‌ لبنان‌

 

 3ـ حكومت‌، مديريت‌، بودجه‌

 از زمان‌ تشكيل‌ دولت‌ لبنان‌، آموزش‌ بخصوص‌ آموزش‌ عالي‌ تحت‌ تأثير توجه‌ خاص‌ به‌ سياست‌ اقتصاد آزاد در باب‌ حمايت‌ از بخش‌ خصوصي‌، همچون‌ ساير فعاليت‌هاي‌ اجتماعي‌ و اقتصادي‌، رونق‌ يافته‌ است‌.

     بر اساس‌ مصوبة‌ سال‌ 1961، مؤسسات‌ آموزش‌ عالي‌ از قبيل‌ دانشگاه‌ها، كالج‌ها و انستيتوها رده‌بندي‌ و وظايف‌ آنها مشخص‌ شد. «شوراي‌ عالي‌» به‌ منظور ارائه‌ مشاوره‌ در باب‌ استانداردها و همچنين‌ برقراري‌ مشاركت‌ بين‌ مؤسسات‌ آموزش‌ عالي‌ مختلف‌، طبق‌ مصوبة‌ ديگري‌ در سال‌ 1967 تأسيس‌ شد. هر چند كه‌ كارآيي‌ اين‌ شورا اندك‌ بوده‌ است‌. در دسامبر سال‌ 1967 به‌ دنبال‌ تظاهرات‌هاي‌ دانشجويي‌ و استعفاي‌ اساتيد، دولت‌ اقدام‌ به‌ تصويب‌ قانوني‌ كلي‌ در مورد دانشگاه‌ لبنان‌ كرد. اين‌ دانشگاه‌ بيشترين‌ تعداد متعارف‌ ثبت‌نام‌ شدگان‌ را در بر دارد و بودجة‌ آن‌ به‌ طور كامل‌ به‌ وسيلة‌ دولت‌ تأمين‌ مي‌شود. از آنجا كه‌ دانشجويان‌ اين‌ دانشگاه‌ شهريه‌ ناچيزي‌ پرداخت‌ مي‌كنند، حقوق يا مستمري‌ براي‌ كالج‌ آموزش‌ دانشجويان‌ دانشگاه‌ لبنان‌ در نظر گرفته‌ شده‌ است‌. و تأمين‌ بودجة‌ آنها اساساً از جانب‌ منابع‌ غير دولتي‌ بومي‌ يا غير بومي‌ و يا تلفيقي‌ صورت‌ مي‌گيرد. اين‌ مؤسسات‌ به‌ وسيلة‌ مجموعه‌هاي‌ غير دولتي‌ يا خصوصي‌ و تقريباً بدون‌ هيچ‌گونه‌ نظارت‌ از جانب‌ دولت‌ برنامه‌هاي‌ خود را طرح‌ريزي‌ و اجرا مي‌كنند.

     وزارت‌ آموزش‌ و پرورش‌ به‌ لحاظ‌ قانوني‌ مسئول‌ همه‌ امور آموزشي‌ در لبنان‌ است‌. هر چند كه‌ حق‌ قيموميّت‌ كلية‌ امور دانشگاه‌ لبنان‌ به‌ «وزير آموزش‌ ملي‌» واگذار شده‌ است‌ با اين‌ همه‌، دانشگاه‌ لبنان‌ كه‌ در بخش‌ دولتي‌ قرار دارد از بسياري‌ جهات‌ همچون‌ فرزند ناخواسته‌اي‌ براي‌ كشور محسوب‌ مي‌شود كه‌ از توجه‌ واقعي‌ و رشد لازم‌ بي‌بهره‌ است‌. رئيس‌ اين‌ دانشگاه‌ به‌ همراه‌ كلية‌ اعضاء هيئت‌ علمي‌، در جدول‌ شمارة‌ 3 مشخص‌ شده‌ است‌.

 

 جدول‌ 3. كل‌ هزينه‌ تحصيلي‌ وزرات‌ آموزش‌ و پرورش‌ لبنان‌ (شامل‌ بودجه‌ دانشگاه‌ لبنان‌)

 

     در سراسر تاريخ‌ لبنان‌ هيچ‌گاه‌ اهداف‌ تحصيلات‌ دانشگاهي‌ و پيش‌ دانشگاهي‌ تشريح‌ نشده‌ است‌ و بين‌ اهداف‌ تعيين‌ شده‌ و اهداف‌ واقعي‌ و روش‌هاي‌ خاص‌ كاري‌ مؤسسات‌ رسمي‌ لبنان‌ دائماً نوعي‌ دوگانگي‌ وجود داشته‌ است‌. هر يك‌ از دانشگاه‌ها، كالج‌ها و مؤسسه‌هاي‌ غيردولتي‌ هيئت‌ امنا و مسئولان‌ خاص‌ خود را دارند و به‌ جز امور مربوط‌ به‌ رشته‌ حقوق، مسئولين‌ و مراجع‌ صلاحيت‌دار در خصوص‌ امور مالي‌، پذيرش‌ دانشجو، اعطاي‌ مدرك‌ و موضوعاتي‌ از اين‌ دست‌ در چنين‌ هيئت‌هايي‌ تصميم‌گيري‌ مي‌كنند. همة‌ دانشكده‌هاي‌ حقوق رسماً شاخه‌هايي‌ از دانشگاه‌ لبنان‌ محسوب‌ مي‌شوند. امور آموزشي‌ معمولاً به‌ وسيلة‌ دانشكده‌ها كه‌ خود متشكل‌ از گروه‌ها (دپارتمان‌ها) و كميته‌هاي‌ متعدد هستند، سازمان‌دهي‌ مي‌شود. اما الگوهاي‌ مديريت‌ به‌ روشني‌ تعريف‌ نشده‌اند.

     از آنجا كه‌ دانشگاه‌ لبنان‌ يك‌ واحد دولتي‌ به‌ شمار مي‌رود، هيئت‌ علمي‌ و كاركنان‌ آن‌ جزء كارمندان‌ دولت‌ به‌ حساب‌ مي‌آيند و تمام‌ قوانين‌ و مقررات‌ مربوط‌ به‌ كاركنان‌ دولت‌ شامل‌ حال‌ آنها نيز مي‌شود. رئيس‌ دانشگاه‌ لبنان‌ از جانب‌ وزير آموزش‌ اختيار تصميم‌گيري‌ در كلية‌ امور آموزشي‌، اداري‌ و مالي‌ را داراست‌. شوراي‌ دانشگاه‌ نيز متشكل‌ از رؤساي‌ دانشكده‌ها و مديران‌ مراكز به‌ همراه‌ يك‌ عضو برگزيده‌ از هر دانشكده‌ و يك‌ دانشجو از هر دانشكده‌ و يا مركز مي‌باشد. در دو سطح‌ دانشكده‌ و يا مركز ساختار مشابهي‌ حاكم‌ است‌. مسئوليت‌ نهايي‌ در امور اصلي‌ دانشگاه‌، از جمله‌ هرگونه‌ سفر هيئت‌ علمي‌ به‌ خارج‌ از كشور حتي‌ براي‌ شركت‌ در كنفرانس‌هاي‌ علمي‌ كوتاه‌ مدت‌، به‌ هيئت‌ وزيران‌ واگذار شده‌ است‌.